Yeh Rishta Kya Kehlata Hai قسمت کامل 27 جولای آپدیت نوشته شده: نایرا از دادی سوء تفاهم می کند و فکر می کند سوارنا برای مراسم تیلاک آمده است.

یه ریزتا کیا کهلاتای 27 ژوئیه آپدیت کامل نوشته شده: دادی به سوارنا میگه وقتی به خونه نایرا میره پوجا رو سر جای خودش ترتیب بده.

Yeh Rishta Kya Kehlata Hai, Yeh Rishta Kya Kehlata Hai قسمت 27, Kartik, Naksh, اخبار تلویزیون, Indian Expressدادی به سووارنا می‌گوید که در حالی که به خانه نایرا می‌رود، ترتیب پوجا را در محل آنها بدهد

Kartik از Naksh برای نجات Keerti تشکر می کند در حالی که Naksh آن را نمی پذیرد. کارتیک او را به خاطر متواضع بودنش تحسین می کند. نایرا و کرتی خرید خود را تمام می کنند و کارتیک می گوید که باید ناهار را با هم بخورند. نکش می گوید که او یک جلسه دارد، بنابراین نایرا می گوید که آنها در رستورانی که او جلسه دارد غذا می خورند. آنها در حال رفتن هستند که آدیتیا جلوی آنها می آید. او می خواهد چیزی بگوید اما کارتیک او را متوقف می کند. او در عوض به کیرتی تبریک می گوید که به سرعت پیش می رود و آرزوی خوشبختی می کند. او می رود و نایرا با گفتن اینکه او رفته است و دیگر برنمی گردد از کیرتی دلداری می دهد. Keerti هنوز فکر می کند که او ممکن است یک کار شیطانی انجام دهد. آنها می روند و کرتی به آنها می گوید که این موضوع را با کسی در میان نگذارند.

به ناکش گفته می شود که یک جواهر به عنوان هدیه برای کرتی انتخاب کند و او این کار را انجام می دهد. اما قطعه شکسته است، بنابراین آنها نمی توانند آن را به Keerti بدهند. Naitik می گوید که آنها به هیچ وجه نمی توانند به Keerti آسیب برسانند و Naksh احساس می کند که او سخت تلاش می کند اما آرزوی قدرت بیشتر دارد.

سوهاسینی می گوید که خانم ها برای سانژیت در خانه خواهند ماند، اما سوارنا می پرسد که آیا می توانند نایرا را با خود ببرند. سه‌سینی می‌گوید باید به قول او عمل کنند تا اتفاق بدی نیفتد. نایرا، کرتی و کارتیک آن را می شنوند و سوهاسینی کرتی را به داخل می فرستد. او به نایرا می گوید که هر چه او می گفت فقط برای خوشبختی خانواده اش بود و منظورش هیچ ضرری نبود.



نایتیک و خانواده اش دور نکش می رقصند تا او را لبخند بزنند. نکش بالاخره با آنها می خندد اما همچنان احساس ضعف می کند. بدی ما به نکش می گوید که خانواده نایرا فرهنگ آوردن خانم ها به مراسم تیلاک را ندارند. نکش مستقیماً تماس می گیرد و از نایرا می پرسد که آیا او می آید یا خیر. او مردد است که جواب بدهد اما او اصرار دارد که بیاید. او می دود تا با دادی در مورد این که کارتیک در دست دارد صحبت کند. سوهاسینی به سوارنا و سورهخا می‌گوید که فردا پوجا را ترتیب بدهند، اما او نمی‌داند که دادی هم در خانه آنها پوجا برگزار می‌کند. او به نقش می گوید که دادی به خانم ها و آقایان اجازه می دهد برای تیلاک دور هم جمع شوند.