یه های محبتین 31 مارس 2017 قسمت کامل به روز رسانی نوشته شده: روحی به رسانه ها می گوید که آدی یک تاجر ناتوان است

به روز رسانی کامل قسمت 31 مارس 2017 Yeh Hai Mohabbatein: ایشیتا نمی خواهد به رامان در مورد تنش بین آدی و روحی بگوید.

یه های محبتین،یه های محبتین 7 فوریه یه های محبتین 7 فوریه،یه های محبتین 7 فوریه،یه های محبتین قسمت آخر،یه های محبتین بازخوانی یه های محبتین،یه های محبتین نوشته شده به روز رسانی،یه موهبتین 7 فوریه. , داستان یه های محبتاین, دیویانکا تریپاتی, ایشیتا, کاران پاتل, رامان, به روز رسانی های یه های موهابتین, سریال یه های موهابتین, آخرین به روز رسانی های یه های موهابتین, سرگرمی, اکسپرس هندی, اخبار اکسپرس هندYeh Hai Mohabbatein 31st March 2017 قسمت کامل اپدیت نوشته شده : عالیه برای ادی که جلوی همه با این همه توهین و خجالت روبرو میشه حالش بد میشه.

اپیزود از جشن راه اندازی شروع می شود، جایی که روحی صحنه ای را خلق کرده است. او همچنان در مقابل اعضای خانواده، مهمانان و اهالی رسانه به آدی توهین می کند. وقتی آدی سعی می کند او را آرام کند، عصبانی می شود. او فریاد می زند که او بهتر از آدی است و شایسته همه قدردانی و اعتبار در تجارت آنهاست. او آدی را مسخره می کند که او هیچ حس تجاری ندارد و به خاطر او شرکت آنها همیشه متحمل ضرر شده است. قدردانی از خود و سخنان افتخارآمیز او، ایشیتا و خانواده را کاملاً شرمنده می کند. عالیه برای ادی که جلوی همه با این همه توهین و خجالت روبرو می شود، حالش بد می شود. آدی با چشمانی تقریباً اشک آلود روحی را از صحنه دور می کند. ایشیتا از آدی می خواهد که روحی را به خانه ببرد. اما روحی به دلیل الکل و عصبانیت آن را بیشتر کش می دهد. او با رسانه ها در مورد درگیری خود با آدی صحبت می کند. او می گوید که او زن تاجر واقعی خانواده است، آدی فقط در قبال پدرشان رامان بهلا مسئولیت دارد. خبرنگاران همچنین شروع به بررسی این موضوع می کنند که آدی را عصبانی می کند. سعی می کند آنها را دور کند و به دلیل هل دادن، ناخواسته به روحی ضربه می زند. بالاخره ایشیتا و بالا می آیند و روحی را از سالن خارج می کنند.

صبح روز بعد، ایشیتا احساسات خود را با میهیکا در میان می گذارد. او می گوید از دیدن رفتار آدی و روحی شوکه شده است. او به تربیت خود افتخار می کرد، اما اکنون فکر می کند که نتوانسته ارزش ها و بلوغ مناسب را به فرزندانش بدهد. میهیکا از او می خواهد که آن را به عنوان دعوای یک خواهر و برادر عادی در نظر بگیرد. ایشیتا می‌گوید می‌خواهد به روحی سیلی بزند، او می‌گوید هرگز فکر نمی‌کرده روحی اینقدر بی‌احساس و بی ادب باشد. درست در آن زمان، ایشیتا متوجه می شود که آقای بهلا با یک شخص رسانه ای تلفنی بحث می کند. او روزنامه می خواند و تصویری از رویداد می بیند که در آن آدی در حال ضربه زدن به روحی است. ایشیتا با آدی روبرو می شود. عدی می گوید که دیروز روحی را نزده و فقط از او در برابر اهالی رسانه محافظت کرده است. او همچنین می گوید که چند روز قبل بر روی غرور روحی دست بلند کرده بود. ایشیتا از دست او عصبانی می شود. روحی هم می آید و شروع می کند به سرزنش آدی که به او حسادت می کند، یعنی آدی سعی می کند از طریق ضربه زدن او را سرکوب کند. روحی می گوید که آدی عمداً نام روحی را از کارت دعوت حذف کرده است. آدی هم فریاد می زند و می گوید فقط سه کارت بدون نام او چاپ شده است. و سعی کرد به او توضیح دهد، اما روحی گوش نمی دهد. روحی مخالف است و می گوید که آدی سعی دارد او را فریب دهد. رامان زنگ می زند و ایشیتا از آنها می خواهد ساکت باشند. رامان برگشته و داره میاد خونه. ایشیتا به آنها دستور می دهد که جلوی رامان دعوا نکنند. آقای بهلا می گوید تا الان باید از آن آگاه باشد.

نقاشی چشم کارتونی

عالیه با آدی صحبت می کند و از او می خواهد که آرام شود. او از او می خواهد که به روحی توضیح دهد که نیت او اشتباه نبوده است. شاگون برمی گردد، مانی او را پذیرفته و حالش را جویا می شود. شاگون تنش به نظر می رسد، اما چیزی با مانی و عالیا به اشتراک نمی گذارد. در را از داخل قفل می کند و شروع به گریه می کند. او از دیدن هیجان مانی و عالیا در مورد کودک احساس بدی می کند. شاگون در مورد سفرش به آنها دروغ گفت، او در واقع برای درمان پس از سقط جنین به بیمارستان رفت. او می ترسد به مانی از تصادفی که به خاطر نیضی برایش رخ داده بگوید، بنابراین تصمیم می گیرد راز را برای خودش نگه دارد.



Yeh Hai Mohabbatein 30 مارس 2017 قسمت کامل به روز رسانی نوشته شده: روحی مست به عرضه محصول می آید

کروما در مقابل رنگ

مدهوی نیز با دیدن روزنامه نگران می شود. بالا به او می گوید که روحی در مهمانی با آدی بدرفتاری کرده است و حالا خواهر و برادر هر دو درگیر نفس هستند. مدهوی نگران توشی است بنابراین به ملاقات او می رود. توشی داره قرص میخوره و به مدهوی میگه جو خونه خیلی استرس داره. مدهوی بیرون با رامان ملاقات می کند، او احساس گناه می کند و از رامان عذرخواهی می کند. رامان لبخند می‌زند و می‌گوید که او مانند پسرش است، بنابراین مدهاوی مجبور نیست احساس گناه کند.