چرا بریکینگ بد یک نقطه عطف در تلویزیون است

درام جنایی AMC آخرین سریال Breaking Bad چهار سال پیش در همین امروز پخش شد. این عمدتاً بررسی یک شخصیت واحد بود که برایان کرانستون بازی می کرد. سفر او از یک معلم شیمی فروتن به هایزنبرگ بی رحم چیزی است که این نمایش درباره آن است. این اصطلاح بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، اما بریکینگ بد واقعا یک شاهکار است.

شکستن بد، شکستن بد فینال، شکستن پایان سریال بد، شکستن سالگرد بدفینال سریال بریکینگ بد امروز چهار سال پیش پخش شد.

تلویزیون این روزها به عنوان رسانه سرگرمی برای بزرگسالان در نظر گرفته می شود. در یک دهه و نیم اخیر برنامه های تلویزیونی واقعاً بسیار خوبی با محتوای مضمونی قوی وجود داشته است. آن‌ها بهترین فیلمی را که عرضه می‌کند شبیه به آب نبات‌های گران‌قیمت می‌سازند. HBO را باید پیشتاز دانست زیرا «سوپرانوها» و «سیم» آن‌ها در اوایل دهه 2000 به طور کامل چشم‌انداز تلویزیون را تغییر دادند و راه را برای آینده هموار کردند. سپس ABC's Lost، AMC's Mad Men و دیگران آمدند. و البته بریکینگ بد. در چنین روزی، آخرین قسمت از این برنامه قابل توجه AMC چهار سال پیش پخش شد. بیایید نگاهی بیندازیم به این که چرا درام جنایی حول محور یک شخصیت به یک شاهکار تبدیل شد.

بریکینگ بد عمدتاً بررسی یک شخصیت منفرد است که «بد می شکند». سریال مردی به نام والتر وایت را دنبال می‌کند که به سمت تاریکی می‌رود، اگر اشاره من به جنگ ستارگان را ببخشید. یک معلم شیمی فروتن، تشخیص بیماری نشان می‌دهد که سرطان ریه نهایی دارد. او با جسی پینکمن، یک دانشجوی سابق، یک تجارت آزمایشی 'آشپزی' را شروع می کند و آن لحظه ای است که او از روبیکون عبور می کند. جسی پینکمن ممکن است معتاد به مواد مخدر بوده باشد، اما والتر وایت معتاد واقعی بود.

در ابتدا با او همدردی می کنید. به هر حال، او مردی است که تلاش می کند مطمئن شود که آینده خانواده اش امن است. اما پس از آن او کارهای خاصی انجام می دهد که باعث می شود بدترین شرورهای سریال دچار سوء تفاهم شوند. برایان کرانستون، در یک اجرای کاملاً فوق العاده، شخصیت والتر وایت را چنان کاملاً مجسم می کند که نمی توان تصور کرد که او همان فردی باشد که نقش پدر را در مالکوم در وسط بازی می کرد. در طول نمایش، شخصیت او تغییر می کند. و کرانستون موفق می شود همه آنها را میخکوب کند. او به عنوان یک معلم شیمی برگزیده قابل باور است، او به عنوان یک مرد خانواده دلسوز قابل باور است، او همچنین مانند هایزنبرگ بی رحم قابل باور است.



فیلمبرداران در به نمایش گذاشتن خطوط روی صورت او در تضاد واضح کار شگفت انگیزی انجام می دهند. که مرا به یاد عنصر بصری نمایش می اندازد. بریکینگ بد نویسندگی و بازیگری خوبی دارد، اما بصری بخش قوی آن است. بهترین لمس های بصری آنهایی هستند که شما متوجه آنها نمی شوید. آنها یکپارچه با روایت ترکیب می شوند. لباس‌هایی که والتر وایت می‌پوشد با بدرفتاری او تیره‌تر می‌شوند. گاهی اوقات دوربین برای مدت طولانی در یک صحنه می ماند و نقوش تکرار شونده (مانند خرس عروسکی یک چشم شوم) حاوی موضوع یک قسمت خاص یا چیزهای آینده است.

شما نمی توانید واقعاً از Breaking Bad تا زمانی که آن را به طور کامل به پایان نرسانید قدردانی کنید. در پایان، خود والتر وایت به چیزی اعتراف می کند که بینندگان فهیم مدتی به آن مشکوک بودند - اینکه او همه چیز را برای خودش انجام داده است. مضامین زیادی وجود دارد که نمایش بررسی می‌کند، اما یکی جایگزین همه آنها می‌شود: آنچه را که بکارید، درو می‌کنید. به عبارت دیگر اقدامات پیامدهایی دارد. والتر وایت برای مدت طولانی فرار می کند، اما در نهایت کاری که انجام داده به او می رسد. اما با تمام بدی هایی که انجام داد، تا آخر حق انسان باقی می ماند. با وجود کارهایی که انجام داد بسیار باورپذیر است.

این اصطلاح بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، اما بریکینگ بد واقعا یک شاهکار است.