Kumkum Bhagya 22 مه 2017 قسمت کامل به روز رسانی نوشته شده: پراگیا موفق به فرار می شود

اپیزود کامل 22 مه 2017 Kumkum Bhagya: Pragya (Sriti Jha) فرار می کند در حالی که Abhi (Abhishek Mehra) به او نزدیک می شود.

عکس‌های کومکام باگیا، عکس‌های کومکام باگیا، عکس‌های کومکام باگیا، عکس‌های عکس کومکام باگیا، اخبار کامکوم باگیا، به‌روزرسانی‌های سرگرمی، اکسپرس هندیاپیزود کامل 22 مه 2017 Kumkum Bhagya به روز رسانی نوشته شده: پراگیا با خودش فکر می کند که می خواهد اکنون زندگی کند از زمانی که فهمید ابی فقط به خاطر او عروسی خود را وسط گذاشته است.

ابی تعجب می کند که چگونه پراگیا را پیدا می کند و چه زمانی آنها برای همیشه با هم خواهند بود و موانع آنها از بین می رود. او از آلیا تماس می گیرد و از او می خواهد به خانه بیاید و پلیس پراگیا را پیدا می کند، بنابراین او باید در مورد تانو و آنچه که او باید تجربه کند فکر کند. او می گوید که تانو را دوست دارد و باید به احساس او فکر کند. ابی بر سر او فریاد می زند و می گوید که در حال حاضر حتی مطمئن نیست که تانو را دوست دارد یا نه و تا زمانی که پراگیا را پیدا نکند نمی آید. وقتی ابهی ارتباط عالیه را قطع می کند می گوید که هر چه بیشتر در مورد تانو صحبت می کند، او بیشتر در مورد پراگیا صحبت می کند. تانو می گوید که به او گفته است که باید پراگیا را بکشند تنها در این صورت او می تواند با ابی ازدواج کند.

در آنجا، پراگیا با خود فکر می کند که می خواهد اکنون زندگی کند، زیرا فهمید که ابی فقط برای او عروسی خود را وسط گذاشته است. او آرزو می کند که ابی بیاید و او را نجات دهد. در آنجا تانو با نیکیل تماس می گیرد تا از او بپرسد که چقدر به هدف خود نزدیک است. نیکیل در مورد تیرانداز تیزبینی که استخدام کرده است به او می گوید که صبح پراگیا را خواهد کشت.

پوراب به خانه می آید و به دادی، داسی، سارلا و بیجی می گوید که ابی رفته پراگیا را پیدا کند و او نیز به آنجا می رود. همه آنها می گویند که تانو تنها کسی است که از ربوده شدن پراگیا سود می برد و او فقط می داند کجاست. پوراب می گوید آنها باید مراقب او باشند. ابهی در راه معبدی را می بیند و برای دعا در آنجا توقف می کند در حالی که همه ناقوس ها با صدای بلند به صدا در می آیند و نوعی طوفان در آنجا وجود دارد.



بدجنس ها به پراگیا می گویند که ابی در جستجوی او است اما در واقع به مرگش نزدیک می شود. پراگیا تصمیم می گیرد از آنجا فرار کند زیرا آبی نباید به آنجا بیاید. از طرف دیگر ابهی با دستان بسته برای نجات پراگیا دعا می کند، وقتی گلی از دست بت الهه می افتد.
پراگیا سعی می کند طنابی را که به دستش بسته است باز کند در حالی که از خدا می خواهد تا به او کمک کند تا از شوهرش فرار کند.

در صحنه بعدی می بینیم که پراگیا موفق می شود طناب را از دستانش بردارد. در آنجا پوراب به دنبال تانو در ماشینش می رود که دادی با او تماس می گیرد و او به او می گوید که شکش درست است و او به یک منطقه خلوت می رود و او او را دنبال می کند. . پراگیا به این فکر می کند که واکی تاکی مرد مزاحم را بدون توجه به خطر بزرگی که ممکن است به همراه داشته باشد، همراه خود ببرد.