سیاه و سفید: «من سیاهپوست تو نیستم» گفتگو درباره نژادپرستی از طریق داستان برده داری در ایالات متحده را بازبینی می کند.

I Am Not Your Negro، نامزد بهترین مستند در جوایز اسکار، کلاژ فوق‌العاده‌ای از مطالب آرشیوی و صدایی بر اساس سخنان بالدوین است.

برلیناله، برلیناله من سیاهپوست تو نیستم، جیمز بالدوین، جشنواره فیلم برلین، جشنواره بین المللی فیلم برلین، اکسپرس هند، اخبار جهانجیمز بالدوین در فیلم Magnolia Pictures I Am Not Your Negro.

داستان سیاهپوستان در آمریکا، داستان آمریکاست. و زیبا نیست. این خط تقریباً در پایان 93 دقیقه‌ای من سیاهپوست تو نیستم می‌آید، که در آن شاهد داستانی آشنا از تعصب و خشونت نژادی هستیم - نه، اصلاً زیبا نیست - که در رگ‌های ایالات متحده جریان دارد. . این چیزی است که اغلب در کتاب ها، فیلم ها و تاریخ های شخصی متحرک بازگو شده است. جدید نیست. اما، با هر تکرار، می بینیم که چقدر مهم است، این بازگویی، زیرا تا زمانی که با آن مواجه نشود، هرگز حل نخواهد شد.

تماشا کنید چه چیز دیگری در حال ساخت اخبار است

نقاشی یک حیوان

ممکن است بردگان در مزارع جنوبی پنبه نچینند، و ممکن است دیگر جداسازی فیزیکی وجود نداشته باشد. ممکن است امروز لینچ‌سازی صورت نگیرد، حداقل آن چیزی که زمانی بدون مجازات اتفاق می‌افتاد (و ما آن چهره‌های مرده را در فیلم می‌بینیم که از درختان آویزان شده‌اند) اما این تفرقه هنوز وجود دارد، و کینه‌های قدیمی هنوز عمیق هستند.



این فیلم بر اساس کتاب ناتمام جیمز بالدوین ساخته شده است که در کلمات جاودانه اش خشم و ناامیدی خورنده را می شنویم. ما می بینیم که چگونه ممکن است همه چیز در آمریکای امروزی متفاوت باشد و در عین حال یکسان باشد - یک مرد سیاهپوست در سال 1991 مورد ضرب و شتم قرار گرفت، تظاهراتی که در سال 2014 با خشونت روبرو شد. صد سال پیش نفرت در چهره های سفیدپوست اطراف وجود داشت - این نفرت هنوز وجود دارد. بسیار شفاف.

گلدسته دانه برف قلاب بافی

این فیلم که نامزد بهترین مستند در جوایز اسکار شد، کلاژ فوق‌العاده‌ای از مطالب آرشیوی و صدایی بر اساس سخنان بالدوین است. اصطلاح «سیاهپوست» و «سیاه‌پوست» را بارها و بارها می‌شنوید، و می‌دانید که ممکن است زیر نظر درستی سیاسی مدفون شده باشد، اما جهان، با تمام نیت و هدف ترامپ، همچنان سیاه و سفید است.

اجساد مالکوم ایکس و مارتین لوتر کینگ را می بینیم. سخنان پرشور آنها را دوباره می شنویم. ما زشتی کسانی را می بینیم که می گویند 'خدا کفر را می بخشد اما جدایی را هرگز'. تفنگ ها و باتوم ها و پلیس های سفیدپوست را می بینیم که در حال شلیک هستند و اجساد سیاه پوست در حال سقوط هستند. چیزی که ما نمی بینیم این است که افراد سفیدپوست از آرمان سیاه دفاع می کنند – آیا هیچ کدام وجود نداشتند یا رائول پک کارگردان علاقه ای به نمایش هیچ کدام نداشت؟

شما دوباره در حال تعجب هستید که چگونه انسان ها می توانند فاسد شوند. همانطور که بالدوین می گوید، این تاریخ نیست. حال حاضر است. این همان فیلمی است - سنگر، ​​نیرومند، دلخراش - برای آن هفت دریا را با تپش قلب رد می‌کردم. وقتی این را می نویسم، تعجب می کنم که ما در هند چه زمانی فیلمی به نام من دالیت تو نیستم ببینیم.